|
بچه هاي
شهر غريب
عمر و جان
عالم ، باشد فداي زهرا / چون
من هرچه دارم ، باشد براي زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
عالم از آن
او هست، جانم از اوست زيرا /
مهر
وجود ما زد ، فاطر بحق زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
دست محبت
او ، ما را تربيت كرد /
از
هر گرد و غباري ، پاكم نمود زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
از فاطمه
بگيريم ، با فاطمه بمانيم /
آن
را بكار گيريم بهر مهدي زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
هزارو
چهارصد سال ، در انتظار مهدي /
محنت
كشيده زهرا ، گريه نموده زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
تا در امان
بمانند ، تا رشد كنند ياران /
غم
ها و دردها را ، برجان خريده زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
الهي مهدي
من ، كي خواهد آيد از ره /
تا
مسترد نمايد ، حقوق آل زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
در انتظار
مهدي ، زمينه ساز باشيم /
از
راه تبعيت ، نصرت كنيم زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
مهدي خواهد
آمد ، با دست انتقامش /
شادي
خواهد آمد ، بر روي پاك زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه
زهرا
مهربانتر از هر پدر و مادر /
زهرا
نور قلبم ، زيرا كه اوست زهرا
مادر
مهربونه ، مادر مهربونه

|