|
با مفهوم کار داشته باشيد. يک موقع من
و شما اين کار را انجام ميدهيم، فعلمان ميشود
اعتصام. يا بگونه ديگر فعلمان
ميشود اخلاص. يک موقع خدا انجام ميدهد. که در اين
صورت خدا ميشود عاصم و ما معصوم ميشويم و يا اگر
بخواهيم با واژه ديگر مطرح
کنيم ما ميشويم مخلَص، کسيکه خدا او را خالصش کرده
است. پس اگر توجه به مفهوم داشته باشيد، شما اين مفهوم
را چه بسا با ده تا واژه ديگر هم بتوانيد در قرآن
دنبال بکنيد. به اشاره عرض کنم. يک موقع شما از
آلودگيهاي عمق خودت را رها ميکني و به امام(ع) پناه
ميآري. سعي ميکني به دنيا آلوده نشوي. سعي ميکني که
اشياء دنيا، زرق و برق دنيا، براي شما جلب توجه نکند.
اين را مسامحتا بگوئيم عصمت دنيايي. يک موقع شما فراتر
از اين رفتار ميکني. سعي ميکني که بيتقوائي نکني.
سعي ميکني که اخلاقيات را دقيق رعايت کني. سعي ميکني
به نجاسات برزخي، به آلودگيهاي برزخي دچار نشوي، مبتلا
نشوي. اين رفتاري که شما انجام ميدهي اسمش عصمت برزخي
است. اگر بخواهيم اسم رويش بگذاريم ميشود عصمت برزخي.
بسياري از مومنين و مومنات اين درجه از عصمت را دارند.
ولي درجه پائيني هست. سطح برزخي عصمت هست. لذا به
کسيکه اين ميزان از عصمت را داشته باشد، نميگوئيم
معصوم. واژه معصوم را براي کساني بگوئيم که درجات
بالاتر عصمت را داشته باشند. بله، پس هرکسي ميتواند
با دوريال سعي، عصمت برزخي داشته باشد. کما اينکه
خيليها در گذشته داشتند و خيليها هم الان و در آينده
خواهند داشت. چه بسا شما .....
عصمت برزخي داشته باشيد. چيز عجيب و غريبي نيست. و چيز
محالي هم نيست. چرا ميگوئيم که فقط اهلبيت(ع)
معصومند؟ مفهوم عصمت را متوجه بشويم. بعضي ها سعي
ميکنند که حتي در نياتشان هم عصمت بورزند. در اميالشان
هم عصمت بورزند . آقا سيب دوست داري يا نه ؟ ميگويد :
چون اهلبيت(ع) سيب دوست داشتند، من هم سيب دوست دارم.
آقا نماز ميخواني يا نه؟ بله. نماز ظهر واجب است يا
مستحب؟ ميگويي نميدانم, چطور نميداني؟ ميگويي من
اصلاً به اين جنبهها کاري ندارم، ميخواهد واجب باشد
يا مستحب! آيا شما نماز ظهر ميخواني؟ ميگويي بله.
چرا نماز ظهر ميخواني؟ ميگويي چون اهل بيت عصمت و
طهارت(ع) نماز را دوست دارند. ببينيد در اينجا صحبت از
ميل است, صحبت از نيت است, با چه نيتي ميخواني؟ من
دنبال اين هستم ببينم اهل بيت(ع) با چه نيتي نماز
ميخوانند, در نماز چه نيتي را دوست دارند, من هم
همانطور باشم. کسي که مواظبت ميکند تا اميال و نياتش
منطبق بر اميال و نيات اهل بيت(ع) باشد, عصمت ملکوتي
دارد. خوشا آن کساني که در اين جنبه سعي ميکنند و
چيزي را که براي اهل بيت(ع) جلب توجه نکند براي آنها
هم جلب توجه نمي کند, چيزي را که اهل بيت(ع) به آن ميل
نکنند آنها هم به آن ميل نميکنند. نه اينکه بگويند من
نميدانم اهل بيت(ع) به اين موضوع ميل کردهاند يا نه
پس اگر من ميل کنم اشکال ندارد, نه! اين يعني اينکه
شخص ورع ملکوتي ندارد, اهل احتياط ملکوتي نيست. شما
عصمت برزخي را در ملک عظيم مييابيد, در ملک عظيم برزخ
اعمال انسان نمود مادي دارد, برزخ اخلاقيات انسان نمود
مادي دارد, شما ديگر جرات نميکنيد بيتقوايي کنيد,
جرات نميکنيد که صفات ناجور داشته باشيد, مجبور هستيد
که صفات مثبت داشته باشيد, يعني چه؟ يعني شما در ملک
عظيم مجبور هستيد که معصوم باشيد, وادار ميشويد به
اعتصام به حبل الله تاحد برزخ! دقت بفرماييد! اعتصام
به حبل الله درجات دارد؟ ما تا چه حد خود را شبيه
مولايمان و از جنس مولايمان ميکنيم؟ يک موقع
اخلاقياتمان را از جنس مولايمان ميکنيم، درآن صورت ما
تا حد برزخ اعتصام به حبل الله داريم يعني عصمت برزخي
داريم, يک موقع تا حد ملکوت, و همينطور تا عوالم
بالاتر ادامه مييابد. يک موقع انسان عصمت عرشي دارد,
يعني چه. انسان در موضوعات مختلف ميلهاي مختلفي دارد,
ولي کسي که عصمت عرشي دارد در تمام اين موضوعات تا خدا
چه بخواهد, آقا درمان يک بيمار مومن خوب است يا نه؟
ميگويي بله, اهل بيت(ع) دوست دارند يا نه؟ ميگويي
بله دوست دارند, لذا من هم به اين موضوع ميل دارم,
ميلم را از جنس ميل اهل بيت(ع) قرار دادهام, خب حالا
بيا اين بيمار را درمان کن, ميگويد تا خدا چه بخواهد!
تا خدا چي بخواهد. فضاي عرش فضاي احکام است, کسي که به
اين مرحله از عصمت برسد عصمت او قيمت دارد, کسي که
علاوه بر درجات پايينتر عصمت، اين درجه از عصمت را هم
داشته باشد, يعني عصمت عرشي, عصمت او قيمت دارد. خب,
حالا يک سوال: آيا نيازي هست که نبي معصوم باشد يا نه؟
عرض ميکنم نبي تا معصوم نباشد, نبي نمي شود, يعني او
به وسيله عصمت بالا آورده شده و به اينجا رسانده شده
است. عصمت آسانسوري است که نبي را تا ارتفاع نبوت بالا
آورده و يا پلکاني است که او را تا اين ارتفاع بالا
آورده است نه اينکه که حالا ببينيم نبي عصمت هم نياز
دارد يا نياز ندارد! مقدمه نبوت عصمت است. انبيا(ع) به
وسيله عصمت به اين ارتفاع رسانده ميشوند, اين طور
بگوييم: وقتي خوبان از طريق عصمت به اين ارتفاع رسانده
ميشوند به برخي از آنها نبوت عطا ميشود، که البته
هزار و چهار صد سال است که باب نبوت بسته است. معناي
عصمت دو پله بالاتر يعني در فضاي مفاهيم چگونه است؟
جناب نبي اي که به فضاي مفاهيم آمدهاي! آيا شما قرآن
خواندهاي؟ بله قرآني که بر رسول آخرالزمان نازل شده
است را خواندهام. آيا معناي اين واژه (عصمت) را
ميداني؟ ميگويد نميدانم, ميگوئيم خب شما خودت با
توجه به کتابهاي لغت, با توجه به کتب تفسيري, آنرا
معنا کن. ميگويد ببخشيد من اين کار را نميکنم. فقط
به معاني و مفاهيمي که از طريق اهل بيت(ع) صادر شده
است اعتنا ميکنم، کاري به کتب لغت و ... ندارم. او
(نبي مفاهيمي) دنبال اين مفاهيم است و حتي مفاهيمي که
در فکرش هست را به قلبش راه نميدهد. او تنها مفاهيم
مد نظر اهل بيت(ع) را در قلبش راه ميدهد, اگر شما به
وجود اين نبي مفاهيمي از جنبه مفاهيمي نگاه کنيد, ظرف
يا کپسولي مملو از مفاهيم مد نظر اهل بيت(ع) خواهيد
ديد. اين انبياء براي هيچ واژهاي مفهومي، از غير اهل
بيت(ع) قائل نمي شوند. براي هر واژه اي که بلد هستند
مفاهيم مد نظر اهل بيت(ع) را متوجه شدهاند و آن را در
قلبشان راه دادهاند, وگرنه به آن واژهها کاري
ندارند. اهل بيت(ع) اين موقعيت را دارند, يعني در فضاي
مفاهيمي عالِم به همه مفاهيم هستند لذا خداوند از آنها
در قرآن با واژه اَلرّاسِخُونَ فِي الْعِلْم
، ياد ميکند. اهلبيت(ع) نبي نيستند, بلکه
عالماني هستند که انبيا(ع) را حتي در فضاي مفاهيم با
علوم مفاهيمي تعليم ميدهند. عصمت درجات بالاتري نيز
دارد! مثلاً در فضاي مشيت چگونه است؟ وَ ما تَشاؤُنَ
إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ. و همينطور تا فضاهاي بالاتر
ادامه مييابد.....

|